المحقق الأردبيلي

132

اصول دين ( فارسى )

و همهء آن در شرح عضدى مذكور است . « 1 » اول آنكه آيا اجماع امرى است ممكن يا محال ؟ و بر تقدير امكانش آيا متحقّق شده يا نه ؟ و بر تقدير تحقّق ، علم به آن پيدا مىتوان كرد يا نه ؟ و بر تقدير همه ، علم به اثبات آن مىتوان پيدا كرد به نقل يا نه ؟ و بر تقدير همه ، حجّت و دليل چيزى مىشود يا نه ؟ و اگر حجّت باشد بر تقديرى كه ثبوتش به تواتر برسد ، حجّت و دليل هست يا نه ؟ و در همهء اينها اختلاف است ميان علماى ايشان . پس همهء اينها را ثابت بايد كرد تا حقيّت امامت او ثابت شود . نمىدانم كه آنانى كه به اين همه قايل نيستند ، چون دعواى حقّيت امامت ابى بكر مىنمايند و در پى ثبوت آن مىروند ؟ و بعد از اينها خلاف ديگر هست كه آيا در حجّيّت اجماع ، شرط است كه هيچكس از جماعتى كه اجماع كرده‌اند ، نمانند و هيچكس خلاف آن نكند تا بر طرف شدن همه يا نه ؟ و ديگر خلاف است در آنكه آيا اجماع تنها حجّت است يا سندى مىخواهد كه حقيقتا آن دليل و حجّت است ، يا نه ؟ « 2 »

--> - مختصر ابن حاجب ، ج 2 ، ص 29 : « هو اتّفاق المجتهدين من أمّة محمد عليه الصلاة و السلام في عصر على أمر ما » . ( 1 ) . محقق اردبيلى بر بخش اجماع « شرح عضدى » تعليقاتى دارد كه در جلد چهارم انتشارات كنگره محقق اردبيلى ( ص 137 - 168 ) منتشر شده است . اردبيلى قصد داشته بر تمام شرح عضدى حاشيه بنويسد . خود او در پايان « تعليقة على بحث الإجماع من شرح العضدي » مىنويسد : « و إن شاء اللّه سنكتب حاشية كاملة على تمام هذا الكتاب من أوّله إلى آخره ، فإنّي قد طالعته مرارا ، و خطر ببالي طائفة من التناقض و عدم العلم بمذاهب الناس ؛ خصوصا الشيعة و غيرها » . ( هفده رساله ، ص 168 ) . ( 2 ) . ر ك : شرح عضدى بر مختصر ابن حاجب ، ج 2 ، ص 28 - 44 .